* پرسيدم زهرا جان: « امام زمان كجاست؟»
گفت: «جمكران!»
كي بهت گفته: «مامان»
رو به مادرش كردم و گفتم: «دختر عمو! كاش بيشتر توضيح ميدادي كه مثلا كردنش توي چاه و درش رو هم با سرپوش فلزي بستن تا يه موقع در نره! و نكنه احيانا نظارتي به اعمال شيعيان بكنه و امورات چرخ فلك را بچرخونه»
* بنده خدايي _ كه در منزل خودشان در طول تابستان كلاس قرآن براي بچههاي مجتمع مسكوني برگزار ميكند _ ميگفت: «اخيرا يه پسر بچه آمده بود و ميگفت خاله من از امام زمان بدم ميآد! پرسيدم چرا خاله؟ گفت: بابام گفته وقتي امام زمان بياد با شمشير همه گناهكارها رو ميكشه، جنگ ميكنه!»
** امام زماني كه در چهار ديواري جمكران محبوس شده باشد، ما و بچههايمان ياد بگيريم كه وقت ملاقات با امام زمان يا موقعي كه حالت ازدواج به ما دست داده بايستي شبهاي چهارشنبه در جمكران حضور يابيم و اگر بعد از چهل هفته حضور در آنجا نتوانستيم ايشان را ملاقات كنيم، چه و چه!
چگونه باور كنيم كه تنها راه ايجاد ارتبط با ايشان نامه نوشتن و انداختن به چاه است؟!
بچه هايمان – و حتي خودمان _ چگونه باور كنيم امام زماني كه فقط در جمكران است، شاهد اعمالمان است و در گرفتاريها به دادمان ميرسد و امورات جهان هستي با چرخش چشمان مباركش ميچرخد و دل از همه عالميان ميبرد! جان عالم به فداي جان شيرينش كه ذخيره خداوند بر روي زمين است و عصاره وجود چندين هزار پيامبر و يادآور سيزده معصوم (روحي لهم الفداء)
*** خوب است كتب مستند چندي درباره اين وجود نازنين مطالعه كنيم و بدانيم كه چگونه بايد فرزندانمان را با امامشان آشنا كنيم و تا بياموزند كه چگونه از همان عنفوان كودكي و نوجواني با او پيوندي درست و اساسي بنيان نهند.
و بهتر است حضرات محترم صدا و سيما نيز به جاي آن كه سوپر من (super man) موعود را مرد عنكبوتي و خرس كوچولويي كه وسط سينهاش عكس قلب است معرفي بكند و به جاي آنكه براي ايجاد و حفظ آرامش يوگا و طرق طنازي (تنازي!) بياموزد و يا به جاي آموختن اينكه داوطلبان كنكور چطور ميتوانند شب امتحان بدون استرس بخوابند و مثلا شب يك ليوان شير تازه بنوشند و به چيزهاي خوب فكر بكنند و در آسمانها سير بكنند و هزاران روش جديد من درآوردي غربي ديگر، خوب است راه ارتباط معنوي با امام زمان را به دور از هرگونه خرافه گويي تشريح نمايد و حداقل اين كه اين راه را با بيراهه هايي كه معرفي ميكند مسدود ننمايد!