در اين دعواهاي حيدري – نعمتي، هر بي سروپايي تا شهوت شهرت و جاه طلبي به او دست ميدهد، خود را مفسر افكار امام و يار غار و صديق(!) او معرفي ميكند، و اجازه هر گونه راي و نظر در مورد ايشان را به بهانه اينكه ما با ايشان ساليان مديد حشر و نشر داشتيم، يا نسبت نسبي با ايشان داريم، يا از شاگردان ايشان هستيم و يا داماد ايشان هستم و به هزار دليل ديگر!از ديگران ميگيرند.
از محمد رضا خاتمي معلوم الحال و حسن خميني و جناب صانعي و محتشمي پور و كروبي و خاتمي بگير تا هاشمي و شريعتمداري و سيستمداران دانش آموخته موسسه امام خميني!
هر روز يك مناظره مطبوعاتي، هر روز يك لجن كشي سياسي. و شكر خدا كه هر روز يك صاحب به اين اصحاب زيادتر ميشود و بنده يقين كامل دارم كه فردا برادران انجمن حجتيهمان هم چنين ادعايي را خواهند كرد.
جالب آنكه در اين ميان كسي نيست كه صاحبان اصلي افكار امام را كه امت واحده مستضعفين باشد را اقرار كند، و كسي نيست كه اعتراف نمايد كه اصلي ترين مفسر افكار امام، رهبر انقلاب است و ايشان بهتر ميتواند به دور از سياست زدگي كذايي آن را معرفي و تبيين كنند.
در توضيح بايد گفت اين سياست زدگان چپ و راست و اصول گرا و اصلاح طلب فرصت طلب و اين ابن سبيل هاي عالم سياست آمريكايي، تا بحث از جامعه مدني و راي گيري و تحريك منفي جامعه باشد داد سخن سر ميدهند و از مردم به عنوان صاحبان اصلي انقلاب سخن ميگويند و ميزان راي ملت ميشود و حكومتمان «جمهوري» اسلامي ميشود، اما تا پاي افكار امام پيش ميآيد، آن را در انحصار خود ميبينند و حتي ديگران را در جرگه ضد انقلابيون ميپندارند. و توضيح ديگر آنكه، به نظر ميرسد سر اينكه رهبري معظم در سخنراني اخيرشان در مرقد امام، مردم را به عنوان صاحبان اصلي اين انقلاب و اين افكار نوراني، موظف كردند، دوباره به وصيتنامه امام رجوع نمايند در همين مطلب بود.
اما همه اينها به كنار! سرانجام اين درگيريهاي سياسي به كجا ختم خواهد شد؟
آنچه مسلم است اينكه، با دعوا و جاروجنجالي كه اين حضرات فرصت طلب فرصت سوز به پا كردهاند، آينده اي كه تصور ميشود آيندهاي است كه جوانان ما و حتي جوانان پر شور انقلابي مان، به اصل بحث يعني عينيت و ثقليت افكار امام (به عنوان چراغ راه ملت) دچار ترديد خواهند شد. و با اين مقدماتي كه امروز چيده ميشود، آيندهاي به غير از اين تصور نميشود!
راه حل شما براي برون رفت از اين دام چيست؟